کتاب تاریخ نیشابور


نویسنده : ابو عبدالله حاكم نيشابورى
همین مختصر باقی مانده از تاریخ نیشابور برای اهل تحقیق دارای ارزشهای بیشمار است در تصحیح اغلب کتابهای بزرگ تمدن اسلامی از قبیل تاریخ بغداد (خطیب بغدادی) و سیر اعلام النبلاء و تاریخ اسلام و تذکرة الحفاط (هر سه از شمس الدین ذهبی بوده است ). و دها و بلکه ضدها کتاب و رساله دیگر حتی بعضی از متون بسیار مهم شیعی از قبیل عیون اخبار الرضا (ع) از همین مختصر می توان سودها جست. کافی است برای نمونه به چاپ کاملی که اخیرا از تاریخ الاسلام ذهبی در حال نشر است توجه شود. مصحح کتاب که حتی المقدور کوشیده است بسیاری از زندگینامه ها را از مراجع دیگر تخریج کند در مواردی کارش به بن بست کشیده آن مواردی است که ذهبی از تاریخ نیشابور حاکم بهره برده بوده است و مصحح تاریخ اسلام به علت غفلت از همین مختصر در درماندگی بسیاری از نامها و نسب ها دچار خطا و خبط گردیده و بسیاری موارد هم به درماندگی خویش اشارت کردهاست که شاید این مطلب منقول از تاریخ نیشابور است.
از مقایسه بسیاری از زندگینامه های تاریخ الاسلام با متن کتاب حاضر می توان دریافت که همین متن مختصر اطلاعاتی که در اختیار ما قرار می دهد بسی دقیق تر و گسترده تر از چیزی است که ذهبی در تاریخ الاسلام نقل کرده است. در ضبط نسبت ها و بویژه اماکن ، متن حاضر به مراحل دقیق تر و گویاتر از تاریخ الاسلام است ، گویی ذهبی برای نسبت جغزافیایی و نیز اماکن چندان اهمیت قائل نبوده است.
البته در مرحله اول ارزش این کتاب وابسته به جغرافیای تاریخی نیشابور بزرگ است که بخش عظیمی از خراسان کنونی را شامل می شود. بویژه آنچه در باب ربع های نیشابور دارد و نیز ولایات پیوسته بدان و مخصوصا ساختار نیشابور کهن و سوابق تاریخی آن چه در دوران قبل از اسلام و چه در عصر اسلامی تا قرن چهارم. در این بخش اطلاعات منحصر بفرد این کتاب بسیار ارزشمند است و اگر در جای دیگری اشارتی به این مطالب شده باشد به احتمال بسیار زیاد گرفته شده از کتاب از همین کتاب یا از نسخه اصل نیشابور است.
افزوده هایی که مترجم وارد کتاب کرده، بجای خود دارای ارزش است و او کوشیده است. بعضی تحولات مرتبط با شهر نیشابور را بویژه به لحاظ اطلاع از مقابر و حظایر و مساجد تا عصر خود(یعنی قرن هشتم) برساند و اطلاعی که درباره بودن یا نبودن بعضی از ابنیه نیشابور، که حاکم از وجود آنها خبر داده، می دهد خود ، بهر حال بخشی از سرگذشت نیشابور است. در همین افزوده های مترجم هم اطلاعات رجالی در باب بعضی از مشایخ صوفیه و یا شاعران و ادیبان دوره های بعد از غزلها و تاتارها نیز نکات مهمی می توان یافت نامه امام فخر رازی خطاب به سید صدر الدین حسینی و اشاراتی که به زلزله های نیشابور در دوره های بعد از روزگار حاکم آورده است.
بخش زندگینامه که مشتمل بر احوال دو هزار و ششصد و هشتادتن از دانشمندان و بزرگان نیشابور است برای مورخان فرهنگ ایران و اسلام ، سرچشمه ای است که می تواند بسیاری از پرسشهای بی پاسخ را جواب گوید تا کسی در جستجوی این گونه مسائل نباشد قدر و قیمت این نوع مطالب را کمتر می تواند دریابد.
بخش زندگینامه ها که بظاهر فهرستی از نام ها جلوه می کند، گذشته از سندیت مهمی که در حوزه شناخت این گروه دانشمندان داد، حتی از دیدگاههای دیگر هم قابل بررسی و تحلیل است . از این دیدگاه نیزی به آن ندارد که شما در جستجوی هویت تاریخی فلان شخص یا فلان نسبیا فلان روستا باشید بلکه ترکیبی اجتماعی این مجموعه نامها ، نسب ها ، کنیه ها ، و القاب می تواند خود بخود موضوع مهمترین مطالعات در جامعه شناسی تحولات تاریخی ایران چهار قرن اول عصر اسلامی باشد.
چنانکه جای دیگر هم به آن اشارت کرده ام اگر «نسبت » های این افراد را به لحاظ وابستگی به قبایل عرب تحلیل کنیم که اغلب آنها دارای نسبت (سلمی ) ، (قریشی) ، (تمیمی ) ، (ذهلی ) ، (قشیری ) ، (خزاعی ) ، (عامری) ، (شیبانی) ، و (ثقفی) هستند ، درجه عرب گرائی جامعه ایرانی را در عصر ظهور شاهنامه بخوبی احساس می کنید و در می یابید که فردوسی درچه لحظه حساس و خطیری دست به کار سرودن شاهنامه زده است در لحظه ای که مردم فارسی زبان فارسی سخن گفتن با کسی را که عربی هم می توانسته است سخن بگوید، به نوعی حرام می دانسته اند، یعنی فارسی سخن گفتن، به هنگام ضرورت و در وقتی که طرف مطلقاً عربی ندانسته باشد، می تواند جواز شرعی پیدا و گرنه گناه است و درین باب حدیثی نیز از رسول (ص) نقل کرده اند و برخاسته اند در چنین جامعه ای که همه از دانشمند گرفته تا کارگر سفال ساز نامشان و گفتارشان و کنیه شان و نسبتشان عربی است و کوچکترین نشانه ای از ایرانی بودن در وجود آنان باقی نمانده است. توجه داشته باشید که مسلمان شدن چیزی است و عرب مآب شدن چیزی دیگر.
جامعه شناسی این نامها و نسبت ها و کنیه ها و به ما نکته های بسیار دیگری نیز می آموزد و نشان می دهد که در مرکز علمی نیشابور از تمامی اقطار عالم اسلامی از مرز چین تا اندلس ، مهاجرانی بوده اند که یا برای تحصیل و یا برای تدریس بدانجا آمده بوده اند و تنوع این نسبت ها و درجه دوری و نزدیکی شهرها و روستاهایی که زادگاه اولیه این دانشمندان بوده است خود موضوع تحقیقی جداگانه می تواند باشد.
یکی دیگر از فوایدی که از بررسی این مجموعه ها نامها می توان استخراج کرد رابطه (کنیه ها ) و (نامها) است. توجه دارید که اغلب این دانشمندان کنیه ای دارند که با (ابو ) آغاز می شود مانند (ابوعبدالله ، محمد ) یا (ابوالحسن ، علی ) که ابوعبدالله کنیه است و محمد نام و ابوالحسن کنیه است و علی نام . از مطالعه آمارگونه این کنیه ها تا حدی می توان به نوعی حکم که اعم اغلب (ابوالحسن ) ها علی نام دارند و بیشتر (ابوعبدالله ) ها محمد و تقریبا بیشتر (ابوالقاسم ) ها حس اند. از روی این رابطه کنیه ها و نام ها شاید بتوان در مواردی که کنیه کسی مسلم ست و نام او مورد تردید تصمیم گرفت مثلا اگر مسلم باشد که مسلم است یقیناً کنیه فردوسی
(ابوالقاسم ) وقتی درباره نام او که آیا (منصور است ) یا (حسن) شک کنیم می توانیم از روی این فرمول (حسن) را انتخاب کنیم.
یکی دیگر از فواید بررسی جامعه شناسان این نام ها و نسبت ها، مطالعه درتوزیع جغرافیایی قبایل عرب است در خراسان چهار قرن اول اسلامی که خود در تاریخ سرزمین ما دارای کمال اهمیت است و جز از این راه شاید نتوان به سندی در این باب دست یافت.
یکی دیگر از فواید مطالعه در بخش نامهای این کتاب ، همان نکته رسیدگی به سیطره ولایت عاطفه بر عقل است که پیش از این به آن اشارت رفت و در حقیقت نشان دهنده گوهر تاریخ اجتماعی ماست که در آن همواره ، فقه بر فلسفه و عرفان بر منطق و عاطفه بر تجربه حق ولایت خود را اعمال کرده اند.
یکی از مسائلی که درجه عرب گرایی نیشابور را در قرن سوم و چهارم ، بخوبی نشان می دهد، علاوه بر نکاتی که پیش از این یاد کردیم ، مجموعه سفالهای بازیافته از نیشابور این عصر است که امروز در موزه های جهان پراکنده است و میان حدود یکصد و چهل ظرف سفالین نیشابوری این عصر که در کتاب گرد آمده است و مولف آن به قرائت کتیبه های این ظروف که مجموعه ای است از قدح ها و کاسه ها ، پرداخته حتی یک جمله فارسی وجود ندارد. تمام کتیبه ها عبارات و شعرهای عربی است. آنچه از مقوله حدیث پیامبر یا بزرگان صحابه از قبیل امام علی بن ابیطالب است کاملا توجیه پذیر است ولی دیگر نوشته ها که غالبا شعرهایی است از شعرای عرب یا ضرب المثها و حکمت هایی ظاهرا اولویتی برای عربی بودن آنها وجود ندارد جز اینکه محیط فرهنگی در سیطره زبان عربی است. حتی برای نمونه یک عدد هم کتیبه فارسی بر روی این ظروف نقش نبسته است. بسیار طبیعی است که خاندانهای عرب و عرب گرایی اشرافی این نیشابور چنین تمایلی داشته باشند. اما نکته قابل تامل بیشتر این است که نام کارگران و صنعتگرانی که این ظروف را بوجود آورده اند نیز همه بدون استثناء ، عربی است از قبیل احمد ، اخول ، بدر، سلیمان ، سهیل ، یعقوب و یک نفر هم (عبویه) که مسلما صورت تغییر شکل یافته یک نام عربی است.
البته یک نکته در اینجا قابل یادآوری است و آن اینکه این ظروف که غالبا محصول حدود 250 ـ 350 هجری اند در عصری بوجود آمده اند که ظاهرا ادبیات فارسی جدید (دری) هنوز آن گسترش لازم را نداشته و حکمتهای رایج و روانی که مثل ابیاتی از شاهنامه بتواند حالت مثل و حکمت بخود بگیرد، کمتر داشته است یا اگر داشته ، هنوز به میان توده های مردم راه نیافته بوده است. هرچه باشد مجموعه این عوامل درجه اهمیت مقام فردوسی و دیگر شاعران بزرگ قرن چهارم و در صدر آنان رودکی را در احیای زبان و فرهنگ ملی ما بخوبی روشن می کند . این گونه نکات کم اهمیت که گفتم حداقل فایده به زندگنامه های این کتاب است و گرنه در همان قسمت هم اطلاعات تاریخی و عرفانی و ادبی منحصر به فردی کم نیست. بسیاری مطالب هست که فقط در این کتاب دیده می شود و تا آنجا که من اطلاع دارم در جای دیگر نیامده است یا بدان تفصیل و شکل نیست.
چاپهای این کتاب:
در 1339 ، چاپی از این کتاب به همت مرحوم دکتر بهمن کریمی توسط انتشارات ابن سینا انتشار یافته است که ما اجمالا سخنی چند در باب آن می گوییم و داوری تفصیلی در باب آن را به کسانی واگذار می کنیم که حوصله داشته باشند آن چاپ را با متن حاضر مورد مقایسه قرار دهند یادست کم آن چاپ را با اصل نسخه عکسی آن مطابقه کنند. بر روی هم چاپ مرحوم دکتر کریمی دارای این نقص هاست:
1) افتادگی عبارات و جملات ، در حد بسیار وسیع که گاه به یک بند و ثلث صفحه می رسد.
2) افتادگی کلمات و نامها که از حد بیرون است.
3) بدخوانی کلمات و عبارات که تقریبا در هر صفحه ای گاه چندین نمونه دارد.
4) غلط های مطبعی بیش از حد معمول در کتب فارسی مشابه. از آنجا که این مقدمه مجال نقد تفصیلی کار آن مرحوم را ندارد خوانندگان را به مطالعه نقد استاد فرای بر آن چاپ دعوت می کنیم. و یادآور می شویم که در همان دو سطر اول کتاب که استاد فرای به آن توجه نکرده است ـ برای نمونه چند افتادگی وجود دارد:
(بسم الله الرحمن الرحیم ) رب یسر و تمم (بالخیر) حمد و سپاس و (سه پاس ) لایق، بعدد انفس و انفاس خلایق مرخالق قدیم را» . کلماتی که در ] [ نهاده شده است در اصل نسخه هست. و در چاپ مرحوم دکتر کریمی نیامده است . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل . هرگونه توضیح بیشتر از مقوله خوار شمردن زحمات دیگران است که اعاذنا الله من شره.
درباره چاپ استاد ریچارد فرای:
پروفسور ، ریچارد فرای ، استاد دانشگاه هاروارد ، در 1965 مجموعه سه کتاب در باب تاریخ نیشابور را (به صورت عکسی ) در سری شرقیات دانشگاه هاروارد منتشر کرده است. این سه کتاب عبارتند از عکس نسخه حاضر و نیز عکس کتاب السیاق عبدالغافر فارسی و منتخب کتاب السیاق صریفینی که ما جای دیگر در باب آنها سخن گفته ایم و اجمالا یادآور می شویم که آن دو کتاب دیگر تماماً به زبان عربی است و فقط شامل زندگینامه دانشمندانی است که از نیشابور برخاسته اند یا در نیشابور بوده اند. آن دو کتاب دیگر در در حقیقت تکلمه و ذیلی بر تاریخ نیشابور الحاکم یعنی کتاب حاضر به حساب می آیند. عبدالغافر فارسی ذیلی بر تاریخ نیشابور نوشته و صریفینی آن ذیل را تلخیص کرده است. استاد فرای در مقدمه خویش بر این مجموعه چاپ عکسی یادآور شده است که قصد داشته است به توصیه استاد هلموت ریتر کتاب حاضر را به صورتی حروفی و به شیوه انتقادی نشر دهد ولی هنگامی که مرحوم دکتر بهمن کریمی ، در تهران ، به صورت حروفی ، چاپی ازاین کتاب را نشر داده است ، استاد فرای دیگر از صرافت این کار افتاده و ترجیع داده است که مجموعه آن سه کتاب را فقط به صورت عکسی در اختیار محققان قرار دهد. اما در مقدمه خویش نقدی اجمالی بر چاپ دکتر کریمی نوشته و مقداری از افتادگیها و غلط خوانیهای شادروان و دکتر کریمی را یادآور شده است.
ملاحظات استاد فرای در باب چاپ دکتر کریمی ، دارای اهمیت است ، و بخشی از نواقص کار او را نشان می دهد اما آنچه از ملاحظات استاد فرای بدست می آید بخش بسیار ناچیزی از افتادگیها و ضعف های چاپ دکتر کریمی است که ما بعدا در باب آن جداگانه بحث خواهیم کرد.
استاد فرای در مقدمه خویش به بحث در اهمیت این سه متن پرداخته و سپس هر کدام از آنها را هم به لحاظ محتوی و هم به لحاظ نسخه شناسی ، معرفی کرده است و در آغاز بحث خویش سخنی نیز از تاریخ نیشابور کهن دارد.
در بخش ملاحظات انتقادی در باب چاپ دکتر کریمی استاد فرای ، از مقایسه نسخه اصل با چاپ دکتر کریمی متوجه افتادگیهای بسیاری شده که تمامی آنها را در صفحات 17ـ20 مقدمه خویش یادآور شده است و همچنین چندین قرائت خوب و تصحیح قیاسی در باب دو سه شعر عربی و بعضی نامها عرضه کرده است که قابل توجه است و ما به نام ایشان آن ملاحظات را در تعلیقات این چاپ نقل کرده ایم. البته بعضی از پیشنهادهای ایشان نیز قابل قبول نیست ، اگرچه ایشان اصراری نسبت الحاحانی را که دکتر کریمی الختانی خوانده است در صورتی که به تصریح سمعانی و ابن اثیر این کلمه الجباخانی است . به هر حال استادفرای ناشر این مجموعه ، بزرگترین خدمت را به محققانی که در تاریخ نیشابور به مطالعه می پردازد کرده است و همگان باید از ایشان درین باب سپاسگذار باشند و ما نیز بسیار سپاسگزاریم.
درباره چاپ حاضر:
وقت خوانندگان را به تمام ویژگیهای این چاپ نمی گیرم زیرا توضیح در باب جزئیات آن صفحات بسیاری را خواهد گرفت و خوانندگان این کتاب از دو گروه خارج نخواهند بود: یا بحث از این گونه دقایق برای ایشان از مقوله تضییع وقت است یا خود اهل فن و صاحب تشخیص اند. ما را با گروه نخستین به هیچ روی کاری نیست، ولی ، به گروه دوم اجمالا می توان توضیح داد که کار تصحیح این کتاب ، کار بسیاری دشوار است و بدون مراجعه به کتابهای بیشمار رجال و تاریخ و جغرافیا، تقریبا هیچ سطری از آن را نمی توان تصحیح کرد و به گونه ای در آورد که با اطمینان می توان گفت اصل سخن مولف یا مترجم همین بوده است . به همین دلیل اگر به تعلیقات مصحح مراجعه کنند، خواهند دید که در مورد اغلب این رجال ما کوشیده ایم صورت درست نام یا نسبت ایشانرا از کتابهایی از نوع تاریخ الاسلام ذهبی یا سیر اعلام النبلاء او یا معجم الادباء یاقوت یا الانساب سمعانی و در بسیاری موارد کتابهای نه چندان متداول و رایج که سیاهه بلند بالایی دارند بدست آوریم و این کار حوصله و تلاش بسیاری می طلبد. از آنجا که این کار در طول سالها و سالها انجام گرفته امکان پذیر شده است و گرنه در یک مرحله پیوسته واقعا کشنده است و غیر قابل تحمل. می گویند: (معما چو حل گشت آسان شود ) تعیین هویت این اشخاص که غالبا کاتب آنها را غلط کتابت کرده و بخشی از مشخصات نام و نام پدر و کنیه آنان را نیز به گونه مصحف آورده است کار بسیار دشواری بود که با گذشت زمان حل شد و آسان گردید و اکنون به هنگام مراجعه خوانندگان دانسته می شود که این همان شخصی است که ذهبی در تاریخ الاسلام یا سمعانی در الانساب یا نسفی در القند او را آورده است ولی در اصل نسخه عکسی این کار به این آسانی نیست و گاه افزودن یک نام مثلا (احمد) در داخل ] [ که در اغلب صفحات این کتاب دیده می شود روزها وقت مرا گرفته تا توانسته ام با اطمینان به این کار تصمیم بگیرم و دلایل قاطع به دست آورم که کاتب در اینجا خطا کرده و یک کلمه را از نظر انداخته است.
اگر به نسخه اصل مراجعه داشته باشید ، صورت درست این نام و نسبت ها به هیچ روی قابل قرائت نیست یا کاتب غلط نوشته یا به علت نبودن نقطه تصمیم گیری بسیار دشوار است تا هویت این شخص از طریق کتابهای دیگر احراز قطعی نشود، نمی توان آن کلمه را قرائت کرد.
آوردن ضبط دقیق کلمات تنها از طریق متون دیگر امکان پذیر بود ولی رسیدن به آن متن ها و تطبیق این اشخاص با آن موارد موجود در متون دیگر واقعا وقت و حوصله بسیاری می طلبید که به هر حال خداوند تا حدودی آن را به مصحح کتاب عنایت کرد و این را نه از سر خودخواهی که از سر شکر گزاری می گویم و می دانم که:
لا یعرف الشوق الا من یکابده ولا الصابة الا من یعانیها
مشخصات نسخه اساس:
اصل نسخه متعلق است به کتابخانه مرکزی بورسا
Bursa در ترکیه با این مشخصات : huseyn celebi تاریخ 18 به قطع 17 در 25 هفتاد و چهار ورق و هر صفحه دارای 21 سطر به خط نسخ . تاریخ ندارد و حدس زده اند که در قرن پانزدهم میلادی / نهم هجری یا کمی بعد از آن کتابت شده باشد. نسخه در حقیقت سه قسمت دارد بخش نخست تاریخ نیشابور است و بخش ضمیمه ای است که احتمالا یکی از احفاد مترجم بر آن افزوده و مشتمل است بر بعضی اطلاعات در باب مقابر و حظایر نیشابور و بخش سوم خلاصه ای است از طبقات الصوفیه ابوعبدالرحمن سلمی.
این نسخه را استاد فرای در
the histories of nishapur به صورت عکسی چاپ کرده است و فیلمی هم از آن به شماره 145 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است به شماره 2366 عکسی نیز از آن برداشته شده و در کتابخانه مزبور محفوظ است.
قصد مصحح این بوده است که همین تنها نسخه بازمانده ازین متن را به شیوه ای که بتوان بر آن اعتماد کرد نشر دهد. بنابراین از افزودن اطلاعات در داخل متن و در ] [ حتی المقدور پرهیز شد و تنها در مواردی که متن افتادگی داشت ـ از رهگذر متوفی که بر اساس تاریخ نیشابور حاکم تالیف شده بودند و مستقیم یا غیر مستقیم نسخه اصلی متن ما را در اختیار داشتند ـ این کار انجام شد و در تعلیقات یادآوری گردید که افزوده داخل ] [ از چه مآخذی و به چه دلیلی است . شاید اگر قصد ما بازسازی تاریخ نیشابور حاکم بود می توانستیم متن حاضر را دو برابر یا بیشتر کنیم و تراجمی را که درین کتاب باختصار آمده است و دیگران از روی اصل تالیف حاکم به تفصیل و عین عبارت نقل کرده اند گسترش دهیم ولی این کار به عقیده مصحح نوعی نقض غرض است گرچه جای خود و مستقلا می تواند موضوع تحقیقی جداگانه قرار گیرد و همینجا یادآور می شوم که اگر یکی از دانشجویان دوره های عالی مطالعات ایران و اسلام در گروه های ادبیات عرب یا تاریخ نه در دانشگاههای ایران ، بلکه در ممالکی که در آنجا تحقیقات دانشگاهی با روزنامه نگاری تفاوت دارد بخواهد می تواند رساله دکتری خویش را بازسازی تاریخ نیشابور حاکم انتخاب کند و همین روش را که من در محدوده تصحیح این متن اعمال کردم ، و با نوع همان مراجع در مورد تمامی بندهای بازمانده از تاریخ نیشابور حاکم اجرا کند خود کتابی ارزشمند خواهد بود در حوزه اینگونه تحقیقات.
رسم الخط کتاب را حتی المقدور حفظ کردم با همه ناهماهنگی آن و با همه ضعف هایی که داشت ولی در مواردی برای آسان کردن قرائت متن ، ناگزیر شدن که تغییراتی در رسم الخط ایجاد کنم . در مورد نام ها چون یادآور نوعی سنت بود شکلهای قدیم را حفظ کردم مثلا جرود / جارود یا ابراهیم / ابراهیم یا سلیمن / سلیمان و عثمن / عثمان و امثال آن.
بر روی هم کوشش من بر آن بوده است که ضبط درست عبارات و کلمات و حفظ صورت اصلی تا جایی که قابل توجیه باشد به کمک اسناد و مدارک دیگر تحقق یابد و افتادگیهای متن از طریق متون دیگر ترمیم شود و عبارت و اسامی خاص با استناد به اسناد کهن مشکول شوند. هویت اعم اغلب اعلامی که متن درباره آنها صورتی مشکوک داشته تعیین شده و به مراجع دیگر ارجاع داده شده است. در تعلیقات هم به مسائل رجالی پرداخته شده و هم به دیگر مسائل.
بسیاری از این اشخاص را در هیچ جای دیگر جز در متن اصلی و گمشده تاریخ نیشابور حاکم نمی توان یافت زیرا زندگینامه این گونه اشخاص در هر کتابی که باشد از طریق تاریخ نیشابور او بوده است و ما می دانیم که بسیاری از کسانی را که او در کتاب خود آورده دیگران به کتابهای خود نقل نکرده اند پس تنها در کتاب او باید به جستجوی آنان پرداخت کتابی که اصل آن دیگر ظاهرا وجود ندارد.
در مواردی می بینم که سبکی یا ذهبی ، شخصی را از طریق حاکم و تاریخ نیشابور او نقل می کنند ولی در نسخه ما در جایی که ویژه اوست دیده نمی شود اینها نشانه این است که این مختصر موجود حتی فهرست کاملی هم از تاریخ نیشابور حاکم نیست. در بسیاری از حروف الفبا ناگهان نامها ، اندک و گاه حذف می شوند، اینها نشانه این است که تلخیص کننده ناگهان از بخشهایی صرف نظر می کرده است.
جدولی از تغییرات و اصلاحات ما نسبت به اصل نسخه عکسی فراهم آمده است که صورت اصل و صورت پیشنهادی ما را نشان می دهد و گاه اگر در مورد کلمه ای پیشنهادی نه چندان قاطع داشته ایم با احتیاط و تردید، در همان جدول به خوانندگان عرضه شده است.
ارجاعات در سراسر کتاب ، بر اساس شماره هایی است که به بندهای کتاب داده شده است و حتی در مواردی ـ که بندهای کتاب قدری مفصل بوده است ـ در ارجاعات به سطر شمار آن بندها ارجاع داده شده است مثلا 2725/3 یعنی بند 2725 سطر سوم.
در تعلیقات اعلام ، در مواردی که برای رجحان متون دیگر بر متن ما دلیلی روشن وجود نداشت ، فقط یادآوری شد که مقایسه شود و در مواردی که متن ما متون دیگر را تکمیل می کرد به این نکته تصریح شد. همچنین در مواردی که مسلم بود که مراجع دیگر از حاکم نقل کرده اند یا خود بدان تصریح کرده بودند ، ما یادآور شدیم که این شخص را فلان مولف از طریق حاکم زندگینامه اش را نوشته تا عملا به منقولات دیگران از تاریخ نیشابور حاکم نیز توجهی شده باشد.
غلط های فاحش و آشکاری که جای هیچ گونه تردیدی ندارد از قبیل قاسم بجای قثم (در مورد قثم بن عباس) اصلاح شد و با این همه در تعلیقات یا جدول تغییرات یادآوری گردید. گرچه این گونه موارد اظهر من الشمس است اما از آنجا که درجه سواد و میزان دقت کاتب نسخه اصل را مشخص می کند و در موارد دیگر می تواند خوانندگان را یاری دهد از یادآوری آن غفلت نشد.
پاورقی:
1ـ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، للحافظ شمس الدین محمد الذهبی ، تحقیق الدکتور عمر عبدالسلام التدمری ، دارلکتاب العربی ، بیروت.
2ـ از جمله برای نمونه در شماره های : 812 و 864 و 898 و 999و 1018و 1117 و 1144و 1453و1465و1476 و که ما در تعلیقات این کتاب به آن اشارت کردیم.
3ـ کلمة بالفارسیة ممن یحسن العربیة یحسنها خطیئة یعنی هر که در زبان عربی تواناست ، با کسی که عربی را در می یابد، اگر بفارسی سخن گوید ، مرتکب گناه شده است. حماسة الظرفاء ، عبدالکانی ، 1/211.
4 ـ کتبه های سفال نیشابور ، به کوشش عبدالله قوچانی ، موزه رضا عباسی ، تهران 1364.
5 ـ همان کتاب ، 19.
6 ـ با این مشخصات : تاریخ نیشابور تالیف الحاکم ابوعبدالله محمد بن عبدالله بن محمد بن حمدویه بن النعیم الضبی الطمهانی النیسابوری ، (تلخیص) احمد بن الحسن بن احمد المعروف (بالخلیفة النیسابوری) به سعی و کوشش دکتر بهمن کریمی استاد دانشکده افسری و عضو هیئت علمی جغرافیایی آسیائی پاریس ناشر : کتابخانه ابن سینا ، تهران ، چاپخانه اتحاد (تاریخ مقدمه اول مهر 1339) که حتی در پشت جلد کتاب هم اشتباه دیده می شود در نسبت مولف با اینکه این بخش را خوش نویسی و کلیشه کرده اند و از مقوله غلط مطبعی نیست. صحیح آن الطهمانی است نه الطمهانی . اشاره انتقادی فان اس در (متونی درباره کرامیه) حاشیه شماره 176 در مجله معاف شماره 1 دوره هم (فروردین ـ تیر 71) صفحه 101 دیده شود.
7 ـ
the histories of nishapur , edited by Richard n. frye , p . 17-19 .
8ـ مراجعه شود به فهرست میکروفیلم های کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران ، 1/39 و نیز فرهنگ ایران زمین، 1/347 ، صفحات 348 ـ 362 و مقدمه استاد فرای بر چاپ عکسی متن در
the histories of nishapur .
9ـ از جمله مواردی که بعضی از دانشمندان عصر ما حدس زده اند که در این تاریخ بوده و حذف شده یکی زندگینامه فضل بن شاذان است که به گفته شادروان محدث ارموی ( در طرق پاره ای از روایاتی که از حاکم نقل شده فضل بن شاذان واقع گردیده است ...) مراجعه شود به مقدمه الایضاح ، فضل بن شاذان ، یازده . ولی احتمال اینکه در اصل تالیف حاکم هم نام او نیامده باشد هست زیرا ذهبی که تقریبا اکثر رجال تاریخ نیشابور را وارد تاریخ اسلام خود کرده است از فضل بن شاذان یاد نمی کنند.
 مأخذ : تاریخ نیشابور صفحه 49

 

 

تصاویر تصادفی

آمار وبسایت

امروز  سه شنبه, 18 اسفند 1388
■ حاضرين در سايت:  1
■ بازديد امروز:  39
■ بازديد اين هفته:  59
■ بازديد اين ماه:  278
■ بازديد سال كنوني:  1629
■ كل بازديد:  2577

آرشیو مقالات