صفحه اول تاریخ شخصیت های دینی و تاریخی بابتیست ها در سمرقند چه می کنند؟

بابتیست ها در سمرقند چه می کنند؟

دهم تیر ماه: شب در مسجد پنجاب مراسم تعزیه بود و شیعیان هم انتظار داشتند که سخنرانی کنم. می دانستم سمرقندی ها به نوحه خوانی خیلی علاقه دارند، لذا چند بیت شعر در ذکر مصایب عاشورا از کتاب قمری که به زبان آذری بود، نوشتم. عصر آماده شده بودم که به مسجد بروم، دیدم شیخ نیز آماده رفتن می شود ولی گویا تصمیم داشت با عجله به جای دیگری برود. نگران شدم و سوال کردم. جواب داد راهی جلسه ای در  باره یک گروه تازه به میدان آمده مسیحی هستم و سپس مقداری توضیح داد. متوجه شدم که از بابتیست ها سخن می گوید. کار به جایی رسیده بود که آنها هم دندان طمع خود را برای صید بچه مسلمان های سمرقند تیز کرده بودند.  باپتیست ها در سمرقند با شاه کلید زرین باپتیست ها فرقه ای از مسیحیان پروتستان با گرایشی خاص هستند که بعدا بیشتر با آنها آشنا خواهیم شد. آنان اخیرا دست به فعالیت گسترده مذهبی در محل های مسلمان نشین سمرقند زده و با اهدا کتاب و حتی دادن پول مسلمانان را تشویق به گرایش به مسیحیت می کردند. اینگونه تبلیغات چندین بار موجب تنش و درگیری بین آنها و مسلمانان شده بود. گفته می شد که ملامصطفی غل به حاکم شکایت برده و او گفته بود که ما با زور نمی توانیم آنها را منع کنیم، خود مردم باید موضوع را حل و فصل کنند. او هم با جمعی از مردم به محل آنان رفته و پس از درگیری مختصری، تبلیغ گران باپتیست مجبور به تغییر مکان شده بودند. همچنین تبلیغات آنان به محلات ایرانی ها( شیعیان) کشیده شده و عده ای از جوانان با آنان درگیر شده بودند. موضوع حل نشده و همچون استخوان لای زخم مانده بود. شیخ هم که روحیه صلح جویانه ای داشت سعی می کرد از طریق مذاکره و نصیحت، آنها را از تبلیغ در محلات ایرانی ها باز دارد. ظاهرا هر کسی از مسلمانان که قلبش برای اسلام و حضرت محمد(ص) می تپید، سخت نگران شده بود و با سلیقه خود سعی می کرد تا مانع کار آنها شود.  حال جهت روشن شدن بحث، نگاهی می کنیم به اعتقادات و باورهای باپتیست ها تا با آنان بیشتر آشنا شده و دریابیم که نگرانی مسلمانان سمرقند بجا بوده است یا بیخودی عرض خود می برده اند و زحمت دیگران می داشته اند. همچنان که مشهور است مسیحیان ابتداء به دو گروه بزرگ کاتولیک به رهبری واتیکان و ارتدوکس به رهبری کلیسای اروپای شرقی تقسیم شده اند. و هر کدام از این دو نیز به گروه های کوچک تر دیگری انشقاق پذیرفته اند. پروتستان که سخت به واتیکان انتقاد داشت، نقطه عطفی را در تاریخ مسیحیت بوجود آورد و از دامن واتیکان جدا شد. مسیحیان انجیلی به این فرقه تعلق داشته و باپتیست ها نیز نحله ای از آن هستند. در این میان، در جهان غرب نحله‌هايي از يهود و مسيحيان موسوم به "مسيحيان انجیلی" هستند که طبق یکی از باورهای جالب آنان، بنا به ظهور علايمي چند، بازگشت دوباره مسيح را در آينده‌اي نزديك بشارت مي‌دهند. اینان نوعی صهیونیست مسیحی هستند که در جهت دستیابی و تحقق اهداف خود، راه های زیرکانه ای را برگزیده و و در آن راه، سعی بلیغ بر خود روا می دارند. اونجلیست‌ها براین باورند که مسیح (ع) دوباره ظهور می‌کند و در آخرالزمان، جنگ و ویرانی بزرگی (آرماگدون) اتفاق خواهد افتاد و بعد از این ویرانی، صلح دايمی تا هزار سال، یعنی تا قیامت برقرار خواهد شد.آنان با سوء اقتباس از اعتقادات شیعی، نظریاتی را مطرح کرده‌اند مبنی بر این‌که در آخرالزّمان، نبردي بسيار سخت ميان طرفداران مسيح (ع) و دشمنانش روي می دهد و دست آخر، معتقدان مسيح (ع) مردان پيروز اين ميدان خواهند بود. نکته مهم آن‌که، این مبلغان، تبدیل مسجد الاقصی و دیگر مساجد خاورمیانه را به کنیسه‌های یهودی، زمینه ظهور مسیح (ع) دانسته و برای تحقق این امر جنگ، خشونت و هرگونه اعمال غیر انسانی را مباح می شمارند. آنان در تبلیغات‌ خود از مسیحیان- به‌خصوص سربازان- می‌خواهند که با نثار جان و مال، برای آباد سازی کنیسه‌های یهودی یا به عبارتی، دفاع از موجودیت اسرائیل، زمینه ظهور حضرت مسیح (ع) را فراهم آوردند و اگر در این راه کشته شوند "شهید"محسوب شده و در زمره حواریون مسیح (ع) در خواهند آمد. در این روند تبلیغاتی، ایالات متحده آمریکا و چند کشور غربی از جمله انگلیس، سردمدار مبارزه برای ظهور مسیح (ع) مي‌باشند.بنا بر این بابتیست ها فرقه ای از پروتستان ها هستند که گرایش صهیونی نیز دارند. بدیهی است عقاید و باورهای خاص خود را دارند و به دنبال اهداف از پیش تعیین شده، به نشر افکار خود در گستره جهان می پردازند. آنها حتی قبل از فروپاشی کمونیسم دریافته بودند که آن نظام نمی تواند پاسخگوی نیازهای معنوی مردم باشد و به هنگام سرگردانی مردم، بهترین فرصت برای صید افکار آنان است. لذا سال ها پیش اولین بذر باپتیسم در بیشتر جمهوری های مشترک المنافع و از جمله ازبکستان پاشیده شد. اولین انجمن بابتیست ها در ازبکستان در اواخر قرن نوزده در شهرهای کوچک نزدیک تاشکند مثل قزل کند، چرچیک، کارابوج و اسکندر بوجود آمد، که بیشتر همان مسیحیانی بودند که به کلیسای ارتودکس روسیه  انتقاد داشته و با شیطنت غربی ها در دامن باپتیست ها غلطیدند. درست در شهرهایی که بیشتر جمعیت آن را استعمارگران روسی تشکیل می داد. انجمن باپتیست های قزل کند پیش از دیگر جاها در ازبکستان شکل گرفت. قدیمی ترین انجمن بابتیست ها در تاشکند به سال 1905 بر می گردد که با یک گروه از نظامیان روسی شروع به فعالیت دینی کرد و تا کنون نیز این انجمن، بزرگترین جمعیت باپتیستی در ازبکستان است و عده ای را به عنوان عضو در خود پذیرفته است. رژیم شوروی سابق به بابتیست ها مثل سایر مسیحیان انجیلی روی خوشی نشان نمی داد و تنگناهایی را برای آنان فراهم می آورد. از سال 1932 تا 1944 فعالیت های کلیسای بابتیست ها فقط به صورت مخفیانه امکان پذیر بود. آنها حتی با اجازه رسمی از سوی شوروی سابق، حق نداشتند بطور علنی و گسترده دست به فعالیت تبلیغی بزنند. گفته می شود: اتحادیه باپتیست ها در ازبکستان در سال 1925 بنیان گذاشته شد و امروزه این اتحادیه در ازبکستان حدود سی و هفت انجمن و جمعیت بابتیست را تحت پوشش دارد و حدا اکثر جمعیت آنها در سراسر کشور 3800 نفر ادعا شده است. توجه به یک نکته دیگر نیز بسیار حایز اهمیت است. مبلغان مسیحی با بهره گیری از تجارب طولانی خود، به یک شاه کلید طلایی برای گشودن قلب مردم و فتح سر زمین آنها دست یافته اند. آنها می دانند اگر تبلیغات خود را خوب برنامه ریزی کرده و درست هم اجرا کنند، موفقیت آنان در نشر باورهای دینی خود قرین به توفیق خواهد بود. آن شاه کلید زرین، عبارت از خلاء فکری و اعتقادی یک جامعه است. بدین صورت که اگر کلیسا دید در یک جامعه ای خلا فکری و اعتقادی وجود دارد، هر چند هم که دور باشد و از هفت خوان مشکل گذر باید، فریاد بر می آورد که دیگر کارها را به کنار بگذارید و با تمام امکانات و قدرت تمام، سیل آسا بدان سوی سرازیر شوید. برای یک مبلغ یا یک موسسه تبلیغی بسیار اهمیت دارد که بتواند حاصل فعالیت های خود را ببیند و از نتیجه های حاصل آمده، احساس لذت یا رضایت نماید. تاریخ نیز نشان داده است در جایی که مردم اعتقاد راسخ به دین و معتقدات خود دارند، تبلیغ دیگر آیین ها به سختی ممکن است و با چالش های جدی مواجه خواهد شد، بر عکس در جامعه ای که افراد آن اعتقاد خاصی ندارند و یا اعتقاد دارند ولی در سطح رویین است و عمقی ندارد، مبلغ به سرعت و سهولت می تواند به اهداف خود دست یابد. جهت ملموس شدن قضیه، به دو نمونه اشاره می کنم تا شما نیز راحت تر بدان اذعان نمایید. در کشور ما که از تمدن چند هزار ساله برخوردار است و همواره با علم و ادب سرو کار داشته، ادیان و مذاهب گوناگونی وجود دارند که پیروان آنها در کنار هم با مسالمت زندگی می کنند. ولی چون باورها و اعتقاداتشان در عمق وجود آنها  ریشه دوانده، تغییر دین از مسیحیت به اسلام و بر عکس گزارش نمی شود. همچنان که تغییر مذهب از تشیع به تسنن و یا بر عکس دیده نمی شود و یا در حد اقل خود قرار دارد. اما در یک کشور آفریقایی مثل زامبیا که بنده چندین سال از عمرم را در آن سامان به ترویج دین و فرهنگ کشورم گذراندم، مسیحیت صدمین سال ورودش را در آن کشور جشن گرفت. امروزه زامبیا در قلب آفریقای سیاه، نه تنها یک کشور مسیحی است و سایر ادیان در اقلیت جدی قرار دارند، بلکه زامبیایی ها از پاپ کاتولیک تر شده و تنها کشوری است که در قانون اساسی آن نیز، دین کشور مسیحت اعلام شده است. آنان خود اعتراف می کنند که هنوز صد سال است که مسیحیت قدم به این سر زمین گذاشته است. درست هم می گویند، همه چیز کشور به ظاهر نام حضرت مسیح را یدک می کشد، البته با طعم افریقایی. باور مردم، دانشگاه ها، رسانه ها، دولت، و خلاصه همه چیز در زامبیا رنگ مسیحیت گرفته و کلیساهای جدید و عمدتا امریکایی روز به روز مثل قارچ در حال افزایش است. از سوی دیگر حضور اسلام در رودزیای شمالی(زامبیا) سابقه ای دیرینه دارد و مساجد و رد پای تاجران عرب مسلمان به قرن هفتم هجری بر می گردد. خوب مگر چه اتفاقی افتاد که مردم به این سهولت مسیحیت را پذیرفتند؟ جواب یک نکته است: چون مبشرین مسیحیت به فرمول شاه کلید زرین یعنی فعالیت تبلیغی سهمگین در خلاء اعتقادی دست یافته بودند و آن را با تحمل مشکلات فراوان اجرا کردند، در حالی که علمای مسلمان به خواب خرگوشی فرو رفته و گرفتار مسایل حاشیه ای خود بودند. در صد سال پیش مردم رودزیا که از دین آسمانی بی بهره بودند، در مقابل گفته های مسیحی حرفی برای گفتن نداشتند. به تعبیر دیگر، معتقد به باور عمیقی نبودند که آن را در خطر ببینند و به مقابله برخیزند، و اینگونه بود که تبلیغ گران مسیحی به سهولت و سرعت سنگرهای بسیار بزرگی را در آفریقا فتح کردند و نتیجه زحمات خود را دیدند. پس بجا بود که بر فتوحات خود جشن بگیرند و شادمانی کنند. نمونه دوم نزدیک تر به موضوع طرح می شود تا مفهوم شاه کلید بقول بعضی ها بهتر جا بیفتد. شوروی سابق در طول حکومت خود که خیلی هم کوتاه نبود، شبه خلائئ در آسیای مرکزی بوجود آورد. چون به زور سر نیزه مساجد تبدیل به انبار شد و مدارس دینی هم به عنوان محل کنسرت و موسیقی مورد استفاده قرار گرفت. سال ها گذشت و مردمانی جدید چشم به جهان گشودند، نه از تاک خبری بود و نه از تاک نشان. نه از نماز و روزه و حج که شعارهای بارز اسلام است خبری بود و نه از اندیشه دینی که روح شعارها را تشکیل می داد. نسل جدید فقط جسته گریخته، کلمات و خاطرات اندکی را از پدران و مادربزرگان می شنیدند و از بس گرفتار کارهای روزمره بودند، فرصت بیشتر اندیشیدن به آنها نبود. در سال 1991میلادی، ابرقدرت شوروی با تمام قدرت و شکوهش از هم پاشید و کشورهای مشترک المنافع یکی پس از دیگری اعلام استقلال کردند و ندای انا دوله مستقله را سر دادند. یکی از شهرهای ازبکستان شهر نوایی است که فعلا مرکز یکی از استان های دوازده گانه آن است. مردم نوایی که افتخار نسبت به امیر علشیر نوایی آن وزیر دانشمند ایرانی را دارند، قبلا مسلمان بودند و بعد کمونیسم با زور بر آنها تحمیل شده بود. آنها پس از استقلال می خواستند رسم مسلمانی بجای آوردند و کاری خدایی کنند. اما چه جوری و چگونه؟ مساجد باز شد و اهل سنت که با تلاش زیاد توانسته بودند دو مدرسه دینی امام اسماعیل بخاری در تاشکند و مدرسه میر عرب را در بخارا باز نگهدارند، کارشان آسان تر بود. عالمی از مدرسه میر عرب می آمد و به مردم شهر تعلیم دین آغاز می کرد. در این میان جالب است که بشنویم در شهر نوایی، صد هزار ایرانی بودند که تشیع مذهبشان بود. آنها می بایست بعد از استقلال چکار کنند که خدای را خوش آید؟ از نیاکان که چیزی بجای نمانده بود. فقط رسمکی از عید نوروز باقی مانده بود و ایام محرم هم که می رسید، زنان شهر نوایی نوحه سر می دادند و به سینه می زدند. آری، ایرانیان نوایی رفتند مسلمانی برگزیدند و نمازخوان شدند، اما با دست های بسته. این بی خبری بر سر خیلی از شهرهای دیگر هم سایه افکند و دیگر کمی دیر شده بود. در گزارش دیگری چنین آمده است: تا چند سال پيش شيعه اثنى عشرى بطور كلى در تاجیکستان وجود نداشت، بعد از زحمات فراوان و کمی تا قسمتی بازیافت هویت فرهنگی، حدود صد خانوار شيعه در دوشنبه و حدود 150 خانوار در اطراف دوشنبه (قرقان تپه و كولاب) و 500 خانوار در ولايت‏سغد( كه مركز آن خجند است) در شمال تاجیکستان پدید آمدند. این همه سرمایه شیعیان در کشور تاجیکستان با فرهنگ ایرانی و زبان فارسی است، تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل. این است مفهوم شاه کلید زرین خلاء در اعتقاد. حال باپتیست ها می خواستند بار دیگر این فرمول را بیازمایند و مردم سمرقند را به کیش خود بکشانند.  پس از فروپاشی شوروی، آنان که از تجربه طولانی تبلیغ در سایر کشورهای جهان برخوردار بودند، سریع و مجهز به این مناطق سرازیر شدند و به طرق مختلف سعی در جذب مردم تازه از بند رسته و بویژه جوانان نمودند. از طرف دیگر نيز فروپاشي نظام اقتصادي متكي بر روسيه بهمراه بيكاري، فقر و فساد اداري، زمينه را براي حضور گسترده مبلغين مسيحي تحت حمايت دولت های غربي و به ويژه آمريكا در منطقه فراهم آورد. وسعت تبليغ گروه هاي مسيحي غيرسنتي مانند شاهدان يهوه، پروتستان ها و ... به حدي بود كه ارتدوكس هاي روسي را نيز نگران كرده بود. مسلمانان هم براي مقابله با اينگونه فعاليت ها، اقدام به ايجاد گروه ها و تشكل هاي متعددي كردند. برخي از اين گروه های اسلامي به دليل سطحي بودن آگاهی های دینی و عدم توانايي آنان در برآورده ساختن نيازهاي معنوي مردم يا از بين رفتند و يا در محدوده يك شهر و منطقه باقي ماندند.  این مسيحيان از مراكز واتيكان، كانادا، امريكا، سوئد، فنلاند، نروژ و ديگر كشورهاى غربى پشتيبانى مى‏شدند. با توجه به آن كه حدود 80% مردم زير خط فقر زندگى مى‏كردند، گروه‏هاى مسيحى از اين وضعیت سوء استفاده كرده، با اندک كمكی به سرعت در بين مردم نفوذ مى‏كردند. به در منازل می رفتند و در ساخت و تعمير آن کمک می کردند. به افراد نيازمند غذاى رايگان مى‏دادند.  در بين افراد نيازمند آرد، شكر و روغن توزيع مى‏كردند. بسيارى از مبلغان مسيحى در كوچه‏ها ديده مى‏شدند كه به خانه‏ها مراجعه کرده و كتاب‏ها و مجلات خود را كه با عكس‏هاى رنگى و زيبا آراسته بودند، رايگان بين مردم تقسيم مى‏كردند. و این فرمول در دیگر کشورهای همجوار نیز به اجرا درآمده و تا اندازه ای هم نتیجه داده بود. به عنوان مثال: طبق گزارشی پروتستان‏ها در رستوران متعلق به كليساى سانمين در شهر دوشنبه روزانه تا 200 نفر افراد بى‏بضاعت را غذاى مجانى مى‏دادند، به بيماران خدمات پزشكى رايگان ارائه مى‏ کردند، باشگاه‏هاى ورزشى دایرنموده و كتاب‏هاى زيادى را به صورت رايگان در اختيار مردم قرار مى‏دادند. در نتیجه می گویند كه باپتست ها در تاجيكستان، توانستند حدود ده هزار نفر را به آیین خود بکشانند. بر اساس گفته دیگری حدود ده هزار نفر در قرقيزستان در سال هاي اخير، دين خود را تغيير داده و به پروتستان با گرایش باپتیسم گرويده اند و اين در حاليست كه تنها سه هزار نفر به عضويت گروه اسلامي حزب التحرير که یک حزب افراطی است، در آمده اند. اما در سمرقند محاسبات آنان اشتباه از آب در آمده و توفیق رفیق و یارشان نبود. موضوع سمرقند با شهرهای نوایی، لوزاکا و حتی دوشنبه تفاوت فراوان داشت و قیاس مع الفارق بود. زیرا دیری نپایید که مردم متوجه خطر اینگونه فعالیت های تبلیغی شده و هر کدام به گونه ای سعی در دفاع از دین خود داشتند. تبلیغات باپتیست ها، متعاقبا موجب درگیری در سمرقند شد و تنش هایی را دامن زد. حکومت ازبکستان نیز که دل خوشی از رفتار غربی ها نداشت و از طرفی هم از سوی مردم شیفته به تعالیم اسلامی در فشار بود، آزادی مسیحیان باپتیست را محدود کرد. لذا می بینیم کلیسای بابتیست در 20 نوامبرسال 2002 طی نامه ای به وزارت دادگستری ازبکستان از تعطیلی یک انجمن باتیستی در شهر چرچیک انتقاد کرد و مدت ها منتظر جواب نامه ماند. مسئولین امر گفته بودند مجوز صادره جهت فعالیت آن گروه در 1998 موقت بوده و برای ادامه فعالیت خود باید مجوز جداگانه دریافت کنند. این را مطلب را کشیش ستانسلی کیم در 5 دسامبر همان سال گفت. لازم به ذکر است از نظر قوانین کشور یاد شده هر اجتماع دینی – مذهبی در هر منطقه، برای کسب آزادی فعالیت هایش بایستی حد اقل 500 عضو داشته باشد تا بتواند بطور رسمی ثبت نام کند. برگزاری جلسات برای گروه های ثبت نام نکرده، ممنوع بوده و هرگونه تخلف جرم محسوب می گردد. مسئولین اداره امور دینی ازبکستان که بالاترین مرجع امور دینی در کشور است، اظهارات کشیش نامبرده را رد کرده و گفتند آنان در آن شهر خلاف قانون عمل کرده اند و باید مجددا مجوز فعالیت دریافت کنند. بعد هم وزارت دادگستري ازبكستان خواستار تعطيلي نمايندگي یک شركت غيردولتي آمريكايي به نام Crosslink Development International   در آن كشور شد. شركت مذكور متهم به انجام فعاليت هاي  تبشيري دربين مسلمانان  و مسیحيان كاتوليك و تبليغ پروتستان( با گرایش باپتسم)، ارائه تسهيلات غيرقانوني پولي و نيز نقض ساير قوانين ازبكستان در خصوص فعاليت هاي سازمان ها و موسسات غيردولتي و آزادي هاي ديني بود.  

 

 

تصاویر تصادفی

آمار وبسایت

امروز  سه شنبه, 18 اسفند 1388
■ حاضرين در سايت:  1
■ بازديد امروز:  39
■ بازديد اين هفته:  59
■ بازديد اين ماه:  278
■ بازديد سال كنوني:  1629
■ كل بازديد:  2577

آرشیو مقالات